اما از آنجایی که تجلیل از معلم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تامین می‌کند و سلامت امانت‌هایی را که به دستش سپرده اند، تضمین؛ بر حسب وظیفه و از باب “من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر اللَّه عزّ و جلّ” با سپاس فراوان از راهنمای ها و زحمات استاد محترم جناب آقای دکترحق شناس که در کمال سعه صدر، با حسن خلق و فروتنی، از هیچ کمکی در این عرصه بر من دریغ ننمودند و زحمت راهنمایی این رساله را بر عهده گرفتند؛ از استاد صبور و با تقوا، سرکار خانم دکتر چین‌آوه ، مدیریت محترم کرسی گروه، که زحمت مشاوره این رساله را در حالی متقبل شدند که بدون مساعدت ایشان، این پروژه به نتیجه مطلوب نمی رسید؛ و از استاد فرزانه و دلسوز؛ جناب آقای دکترلطیفیان که زحمت داوری این رساله را متقبل شدند؛ کمال تشکر و قدردانی را دارم. باشد که این خردترین، بخشی از زحمات آنان را سپاس گوید.
فهرست مطالب
عنوانصفحهچکیده1فصل اول: کلیات پژوهش1-1 مقدمه42-1 بیان مسئله83-1 اهمیت و ضرورت پژوهش184-1 اهداف پژوهش211-4-1 هدف کلی212-4-1 اهداف کاربردی225-1 سوالهای پژوهش226-1 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها231-6-1 تعریف نظری232-6-1 تعریف عملیاتی متغیرها24فصل دوم: ادبیات پژوهش1-2 شخصیت272-2 عوامل مؤثر بر شخصیت331-2-2 عوامل ژنتیکی 332-2-2 عوامل محیطی343-2 نظریه های عاملی شخصیت351-3-2 رویکرد آلپورت362-3-2 نظریه کتل درباره شخصیت393-3-2 نظریه آیزنگ درباره شخصیت434-3-2 نظریه پنج عاملی شخصیت461-4-3-2 عصبیت یا شاخص بی ثباتی هیجانی492-4-3-2 برون گرایی (E)493-4-3-2 باز بودن(O)504-4-3-2 توافق (A)505-4-3-2 وجدانی بودن (C)515-3-2 نظریه زیستی شخصیت511-5-3-2 نظریه سرشت522-5-3-2 نظریه منش594-2 پدیدآیی آزمون TCI 601-4-2 ساختن و گزینش جمله های آزمون602-4-2 گزینش عبارات برای پرسشنامه سرشت و منش TCI613-4-2 تهیه و انطباق TCI-125614-4-2 محتوای آزمون625-2 پیشینه پژوهش666-2 خلاصه و جمع بندی فصل دوم82فصل سوم: روش تحقیق1-3 روش پژوهش852-3 جامعه آماری853-3 نمونه آماری854-3 روش نمونه گیری855-3 ابزارهای پژوهش876-3 روش اجرا و نمره گذاری پرسشنامه سرشت و منش887-3 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات898-3 تحلیل عوامل899-3 روش اجرای پژوهش9010-3 ملاحظات اخلاقی9011-3 خلاصه فصل90فصل چهارم: یافته های پژوهش1-4 یافته های توصیفی932-4 پرسش اول: آیا پرسشنامه سرشت و منش از روایی قابل قبولی برخوردار است؟941-2-4 تحلیل عاملی اکتشافی خرده مقیاس های سرشت942-2-4 تحلیل عاملی اکتشافی خرده مقیاس های منش963-2-4 تحلیل عاملی تأییدی مقیاس سرشت984-2-4 تحلیل عاملی تأییدی مقیاس منش1013-4 پرسش دوم: آیا پرسشنامه سرشت و منش از پایایی قابل قبولی برخوردار است؟1044-4 پرسش سوم: آیا پرسشنامه سرشت و منش با سن همبستگی معنی داری دارد؟1075-4 پرسش چهارم: آیا بین دو جنس در مقیاس های پرسشنامه سرشت و منش تفاوت وجود دارد؟108
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات1-5 بررسی نتایج پژوهش 1102-5 جمع بندی 1213-5 محدودیت ها و موانع1234-5 پیشنهادها124پیوست ها125منابع فارسی131منابع لاتین136چکیده انگلیسی152
فهرست جداول
عنوانصفحهجدول 1-4 شاخص های آماری میانگین، انحراف معیار پیشینه و کمینه93جدول 2-4 تحلیل عامل خرده مقیاس سرشت95جدول 3-4 تحلیل عاملی خرده مقیاس منش 97جدول 4-4 الگوهای اندازه گیری نیکویی برازش99جدول 5-4 الگوهای اندازه گیری نیکویی برازش102جدول 6-4 ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد پرسشنامه سرشت و منش104جدول 7-4 ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد پرسشنامه سرشت و منش به تفکیک جنس105جدول 8-4 ضریب بازآزمایی برای ابعاد پرسشنامه سرشت و منش 106جدول 9-4 ماتریس همبستگی ابعاد سرشت و منش با سن107جدول 10-4 مقایسه خرده مقیاس های سرشت و منش در زنان و مردان108
فهرست نمودارها
عنوانصفحهنمودار 1-2 طبقه بندی شخصیت از نظر آیزیک (اقتباس با اندکی تغییر از ایزدی،1351)44نمودار 1-4 سرشت 100نمودار 2-4 منش 103
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سرشت و منش در گروهی از همراهان مراجعه کننده به درمانگاههای شیراز
نام محقق: مریم زرین مو
چکیده:
هدف: هدف اساسی پژوهش حاضر وارسی جنبه های روان سنجی پرسشنامه سرشت ومنش در گروهی از همراهان مراجعه کننده به درمانگاه های شیراز
روش: این پژوهش که از نوع اعتبار سنجی و آزمون سازی است، بر روی 310 نفر(182 نفر زن و128 نفر مرد) از همراهان مراجعه کننده به درمانگاه شهید مطهری و امام رضا به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. از شرکت کنندگان درخواست شد که در صورت تمایل به شرکت در پژوهش پرسشنامه سرشت ومنش را تکمیل نمایند.برای تعیین روایی پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده گردید. همچنین بررسی پایایی پرسشنامه به کمک روش آلفای کرنباخ و بازآزمایی و تصنیف انجام شد.
یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی وجود 8 عامل را در سوالات یا گویه های پرسشنامه را تایید نمود که 4 عامل سرشت به ترتیب نوجویی، آسیب پرهیزی، پاداش وابستگی، پشتکار و 4 عامل منش عبارت است از خودراهبری، همکاری، خودفراروی معنوی الهی و خود فراوری اقیانوسی نام گذاری شدند نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی از برازش نیکویی قابل قبولی برخوردار است. در ضمن پرسشنامه سرشت و منش از ضریب همسانی درونی، ضریب تنصیف و ضریب بازآزمایی بالا برخوردار است. (دامنه ضریب آلفا از22/0 برای مقیاس خود راهبری تا 80/0 برای مقیاس آسیب پرهیزی و همچنین برای زنان از14/0 برای مقیاس پشتکار تا70/0 برای مقیاس نوجویی و مردان 003/0 برای مقیاس پشتکار تا 70/0 برای آسیب پر هیزی بدست آمد و ضریب همبستگی به روش گاتمن 30/0 برای مقیاس خود راهبری تا 80% برای مقیاس نوجویی بدست آمد و دامنه ضریب های همبستگی به روش پیرسون بر روی30 نفر از شر کت کنندگان به فاصله دو هفته از4% برای مقیاسهای پشتکار وآسیب پرهیزی تا 77/0 برای مقیاس خود فراروی اقیانوسی در نوسان بود)، همبستگی سن با مقیاسهای سرشت و منش و خورده مقیاسهای آن نشان داد که نوجویی و همکاری با سن رابطه مستقیم معنادار دارد. همچنین یافته ها نشان داد که نمرات مقیاس های سرشت و منش در بین زنان و مردان از 1/0 تفاوت معناداری برخوردار نیست یافته های پژوهش حاضر حاکی از روایی و پایایی مناسب پرسشنامه سرشت و منش برای گروهی از شهروندان شیرازی می باشد.
کلید واژه ها: روان سنجی، پرسشنامه سرشت و منش، تحلیل عوامل
فصل اول
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه :
زندگی گستره ای برای بروز استعداد های ژنتیک و رشد توسعه توانایی های فردی به منظور کسب تعادل زیستی، رشد و رضایتمندی است. پیچیدگی های ژنی انسان بنحوی است که در برخی از صفات همچون رنگ چشم و یا مو، بروز چنین ویژگی هایی را اجتناب ناپذیر است.امادر موارد متعددی هم چون بیماری اسکیزوفرنی ویا شخصیت بیمار گونه ی مرزی، به محیط مساعد برای بروز آن ویژگی ها نیاز دارد.در برخی از موارد صرف نظر از نوع ویژگی ژنی، تأثیر محیط در ایجاد و یا توسعه ی نوعی از توانمندی و یا نقص، آشکار و اجتناب ناپذیراست؛هم چون عدم اعتماد به نفس و نداشتن قاطعیت،.پس به نظر می رسد که دریک سوی طیف تأثیرات ژنی مطلق ودر سوی دیگر تأثیرات محیطی مطلق در شکل گیری فرایندهای مرتبط با انسان قرار دارند. این فرایند ها موجب بروز الگوها و عادات رفتاری،احساسی و شیوه های تفکری (باور ها واعتقادات) می شوند.ترکیبی از این الگوها موجب موفقیت ،شکوفایی وبالندگی یا شکست و ناکامی است(حق شناس،1390).
بطورکلی شخصیت را ویژگی های فردی که موجب بروز فرایندهای پیوسته ی احساسی،تفکری ورفتاری است تعریف نموده اند (پروین1، 2001).
شخصیت در طی فرایند تکامل انسان تحول پیدا می کند، این تحول بر اساس معادلات پیچیده‌ی ژنی و امکانات محیطی صورت می گیرد. در واقع این دو عامل در تعامل با یکدیگر پدیده‌ی پیچیده شخصیت را می سازند. از سوی دیگر می توان ویژگی های شخصیتی را با زیر بناهای زیستی اعم از مواد زیست-شیمی2 یا ویژگی های دستگاه عصبی مرکزی مرتبط کرد. نخستین کسی که در تاریخ چنین رویکردی داشته بقراط حکیم است. او معتقد بود که از زیادی یا تسلط یکی از مایعات بدنی همچون خون، بلغم، صفرا و سودا، به ترتیب تیپ های شخصیتی دموی، بلغمی، صفراوی و سودایی بوجود می آیند(حق شناس، 1390).
شخصیت هر فرد، اصلی ترین بعد وساختار روان شناختی که به شکل گیری سبک زندگی وی کمک می کند(گاروسیا3،2001؛ به نقل از چلبیانلو،1389). شخصیت به عنوان سازمانی درون سیستم های عاطفی،احساسی،شناختی ومفهومی فرد تعریف شده که تعیین کننده واکنش های منحصر به فرد انسان نسبت به محیط است(داج4،2000؛به نقل از قسیم زاده،1389).
در سالهای اخیررویکرد هایی روان-زیست شناختی در شخصیت ،رشد وتحول فزاینده ای داشته،بخشی ازآن به دلیل ابداع تکنولوژی مانند انواع تصویر برداری های مغزی وبخشی دیگر بدلیل پیدایش توافق عمومی محققان در توجه به فرایند های زیستی به عنوان زیر بنای شخصیت می باشند(کر،پرکینز5،2006).
تعریف ویژگی های عمومی شخصیت در زندگی روزمره به صفاتی پایدار در طی زمان باز می گردد که از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر چندانی نکرده و به ماهیت وجودی فرد اشاره دارد. به طور عام، رفتار ما تحت تأثیر ویژگی ها و توانایی های شناختی و هیجانی قرار دارد. برای پیش بینی رفتار، باید چنین ویژگی هایی به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرند(حق شناس، 1390).
شخصیت به عنوان یک مجموعه پیچیده تطابقی توصیف شده است که در تعامل حوزه های سرشت ومنش شکل می گیرد که به بررسی جنبه های زیستی و محیطی در شکل گیری شخصیت می پردازد(کلونینجر6، شوراکیک و پرزیبک7،1993).
شناخت رفتار و شخصیت انسان،چیز تازه ای نیست، برخی بر این باورند که تاریخ تفکر در مورد رفتار و شخصیت ،به اندازه طول عمر انسانهاست،زیرا اولین چیزی که برای انسان مطرح بود رفتار او بوده است علاقمندی به بررسی شخصیت، مورد توجه فلاسفه،ادیان،مذاهب وشاغلان بوده است،اما با پیدایش روشهای علمی تقریباً اعتبار و روشهای قبلی به سرآمد.بررسی رفتار به شیوه عملی وتجربی در سال 1879،توسط دانشمند آلمانی ویلیهم وونت پایه گذاری شد(برگر8،1993). از طرفی سال هاست که ارزیابی ویژگی هاوخصوصیات روانی و شخصیتی افراد با آزمون های معتبر مورد توجه جدی محققان ومتخصصان روانی قرار گرفته است(صباحی گراغانی،1388).
در مجموع ،بایستی تحقیقاتی در جهت انطباق و پیاده سازی یک ابزار بر مبنای فر هنگ آن جامعه صورت گیرد. البته در آمریکا نیز در مطالعات مختلف بارها ابزار ساخته شده اولیه مورد باز بینی و هنجاریابی مجدد قرار می گیرد و در هر بار اجرای مجدد، گروهای نمونه گسترده تری با شاخصه های مشخصی از اختلالات در حوزه جامعه هنجاری این آزمون قرار می گیرد(بوچر9،2003).
از آزمونها میتوان برای بدست آوردن اطلاعات دقیق و معتبر درباره تواناییها، استعدادها،علایق خصایص شخصیتی و مشکلات شخصی افراد به منظورکمک به خود شناسی آنان استفاده کرد. روان شناسان و مشاوران با شناخت نقاط قوت و محدودیت های مراجعان خود می توانند آنها را در سازگاری وحل مشکلات شان به گونه ای منطقی تر کمک کنند. آزمونهای روانی را در صورتی می توان به عنوان ابزارهای مفید و موثری برای ارزشیابی و تشخیص بکار برد که دارای شرایط خاصی باشند علاوه بر اینکه آزمون باید به گونه ای تدوین شده باشد که آزمودنی بتواند به راحتی پرسش های آن را بخواندوبفهمد ویژگی های خاصی وجود دارند که آزمون باید این ویژگی ها را دارا باشد، بدون داشتن این ویژگی های اساسی نتایج آزمون قابل تعمیم و تفسیر نخواهد بود. همچنین ابزارها با توجه به جوامع مختلف، معیارهای خاص خود را می طلبند(شریفی،1385). بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه سرشت و منش است. زیرا یکی از ضروریات علم روان شناسی در کشور ما پرداختن به موضوع اعتباریابی آزمون های روان شناختی است وباید توجه داشت که بدون ابزارهای سنجش معتبر و پایا نمی توان به درستی نتایج پژوهش های روان شناختی اعتماد کرد.
2-1 بیان مسئله :
بحث برانگیزترین و جذاب ترین و پیچیده ترین مبحث دانش روان شناسی شخصیت می باشدکه از دیدگاه علم روان شناسی عبارت است از تمام خصوصیات یک فرد.شخصیت شامل تمام رفتارهایی است که فرددر جهت انطباق و سازش خود با محیط انجام می دهد یعنی هر نوع کوششی که انسان برای هماهنگ کردن رفتارهای خود با محیط انجام می دهد. شخصیت از آغاز تولد تا پایان عمر در حال شکل گرفتن و تکامل است(جعفر نژاد،1383).
یکی از روش شناسی های به روز روانشناسی در زمینه‌ی شناخت شخصیت، “نظریه‌ی عاملی”10 می باشد. این رویکرد به کشف مولفه های ثابت و پایدار شخصیت می پردازد. در روانشناسی جدید دو روش موازی و همسو در نظریه های عاملی وجود دارد. این دو روش از نظریه های پیشین دانشمندانی همچون پاولف11، کارل گوستاو یونگ12، هانس آیزنک13، کتل14 و دیگر دانشمندانی که بر روش های آماری که ارتباط بین دو یا چند عامل را نشان می دهند(همچون ضرایب همبستگی اسپیرمن و پیرسون) تأکید داشته اند، منشاء گرفته و تکامل پیدا کرده اند(حق شناس،1390).
یکی از دغدغه های بنیادی روان شناسان، یافتن متغیر های اساسی در خلال یا در پس صفات یا رگه ها بوده است. بخشی از این تلاش ها تنها به صورت ترسیم فرضیه هایی از منظر فاعلی متکی بوده، اما بخش دیگری از این تلاش ها، تحت تاثیر موفقیت های گستره عقلانی، بر تحلیل عوامل به عنوان مرهمی برای این امر تکیه زده است وحاصل آن تولد ابزار های عینی بوده که براساس روش تحلیل عوامل پای به عرصه نهاده اند. در این راستا پرسشنامه های عینی شخصیت چون”پرسشنامه شخصیتی آیزنک15″و”پرسشنامه های شخصیتی 16عاملی کتل16″طراحی شدند.(مای لی،1380).
کتل شانزده صفت عمقی یا اسا‌سی را مشخص کرده که به نظر او قطعه های ساختما‌نی شخصیت را تشکیل می دهند.آزمون شانزده عاملی برای نیمرخ یا‌بی شخصیتهای متنوعی چون شخصیت خلاق، روان رنجور و روان تنی، پیش بینی امکان حمله قلبی در مردان و اندازه گیری پاسخ های جنسی انسان به تصاویر مستهجن به کار رفته است این پرسشنامه همچنین برای پیش بینی سانحه پذیری، عملکرد تحصیلی و موفقیت حرفه ای در انواع مختلفی از مشاغل به کار برده شده است(شولتز، 1385).
از نظر آیزنک دو ویژگی روان نژندی یا بی ثباتی هیجانی- با ثباتی و برون گرایی- درون گرایی که عمود بر هم قرار می گیرند می توانند صفات مختلف شخصیت را توضیح دهند بدین ترتیب بود که یکی از مهمترین نظریه های شخصیت در دهه‌ی 1950 پایه گذاری شد و چنین زیر بنای تاریخی موجب پیدایش نظریه‌ی پنج عاملی شخصیت گردید(حق شناس، 1390).
اما تحقیقات مختلفی که بر روی شخصیت از دیدگاه عاملی انجام گرفته است، وجود 5عامل اصلی را برای شخصیت عنوان کرده اند؛ هرچند بر روی ماهیت این عوامل بین نظریه پردازان مختلف اختلاف نظرهای فراوان وجود دارد. مثلاً فیسکه17،کریستال18 وتیوپس19، نورمن20 هر کدام در نظریه خود پنج عامل اصلی را برای شخصیت عنوان ساخته اند.اما رایج ترین و مشهورترین نظریه پنج عاملی که با استقبال چشمگیری مواجه شده، نظریه پنج عاملی مک کری21و کاستا22 (1992)می باشد، آنها در نظریه خود عوامل . روان نژندگرایی23، برون گرایی24، باز بودن به تجربه25، توافق26 و وجدانی بودن27 را به عنوان پنج عامل اصلی شخصیت مطرح کردند، تحقیقات بسیار مختلفی بر روی ساختار عاملی این تست انجام پذیرفته که همه گویای وجود و تایید این پنج عامل اصلی می باشد(واسندواسکروندال،281995؛کاپرارا،29باربا وانللی وکامری30،1995؛گروسی1380، حق شناس،1385).
علی رغم توا‌نایی این مدل ها برای توضیح تفاوت های فردی در رفتار و شخصیت، در مورد تعداد یا محتوای ابعاد شخصیت توافقی وجود نداشته است. وانگهی، بسیاری از مدل های شخصیت بر پایه‌ این فرض استوارند که ساختارهای فنوتیپی و ژنوتیپی شخصیت مشابه هستند به هر حال بعد شخصیتی برون گرایی از لحاظ ژنتیکی هتروژنوس تلقی شده است که به نظر می رسد با این فرضیه در تضاد است. در نتیجه ضروری است که یک تئوری جامع از ساختار شخصیت وجود داشته باشد که هم تاًثیرات ژنتیکی و هم محیطی را به حساب بیاورد(کلونینجر،شوراکیک، 1994).
در واقع رویکرد زیست شناختی شخصیت بر پایه های علمی محکمی تکیه زده است،پایه های که بدون تلاش و پافشاری افراد مثل هانس آیزنک، جفری گری، نورمن، رابرت کلونینجر و دیگران نمی توانست شکل گیرد(کاویانی،1386).
مدل یکپارچه روان شناسی بیولوژیکی کلونینجر(1986،1987،1998،2003) تأثیر قابل توجهی بر روانشناسی وروان سنجی در طول 20 سال اخیر داشته است.برای مثال این مدل به عنوان چارچوبی برای بررسی ثبات شخصیت در طول زمان خدمت کرده است(کلونینگر،1987)مردم میان فرهنگی در مقابل مشخصه های ویژگی های شخصیتی(شوراکیک،پرزبیک و کلونینگر،1991)، دوام مشخصات شخصیتی مربوط به آسیب شناسی و نرمال(کلونینگروشوراکیک،1992)و تفاوت میان اشکال مختلف مشخصات شخصیتی مربوط به آسیب شناسی نیز دراین چارچوب می باشد(شوراکیک، ووایت هد، پرزبیک وکلونینگر،1993).
کلونینجر یکی از نظریه پردازان زیستی شخصیت است که با نگاه و تأکید بر پارامترهای زیست شناختی، یک چارچوب نظری محکم در باب شخصیت پدید آوردکه هم شخصیت بهنجار و هم نابهنجار را در بر می گیرد. بر اساس این دیدگاه شخصیت از اجزای سرشت و منش31 تشکیل شده است(کاویانی، 1386).
سرشت، اساس ورا‌ثتی هیجانات و یادگیری هایی است که از طریق رفتارهای هیجانی و خودکار کسب می شود و به عنوان عادات قابل مشاهده در اوایل زندگی فرد دیده می شود و تقریباً در تمام طول زندگی ثابت باقی می ماند (کاپلان وسادوک، 2003).
بر اساس نظر کلونینجر و همکاران(1993) به واکنش های احساسی خودکار در برابر تجربیاتی که در سراسر زندگی ثابت و به طور ارثی هستند، سرشت گفته می شود در مقابل به تفاوت های فردی خودپنداری موجود در ارزش ها و اهداف، منش گفته می شود .منش به آرامی تحت تأثیر یادگیری وبینش قرار می گیرد ،منش برای هر فردی منحصر به فرد است و در طی مراحل پیشرفتی کامل میشود. این مدل شخصیت ارائه شده توسط کلونینجر (1993)از لحاظ اینکه به طور معقولانه بر اساس یافته های قوی درباره تأثیرات تجربی و بیولوژیکی عصبی بر توسعه و ساختار شخصیتی می باشد، متمایزبر شمرده می شود، هم از لحاظ تجربی(عملی)و هم از لحاظ تئوری روابط موجود در بین ابعاد سرشت و منش شدیداً غیرخطی می باشد و این موضوع طبیعت سلسله مراتبی مربوط به فرایند های ذهنی نظارتی (منش)را نشان می دهد که ناسازگاری ها وتضادهای احساسی را تنظیم می کند(کلونینگر و شوراکیک،1997)
کلونینجر (1991،1987) در مدل عصبی _ زیستی خود مطرح کرده است که سامانه های سر شتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی32 و متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخگویی به گروه های معین از محر ک ها هستند. فعال سازی رفتاری در پاسخ به محرک نو33 و نشانه های پاداش و رهایی از تنبیه است. بنابراین تفاوت های فردی در چنین قابلیتی “نوجویی”34 نامیده می شود. بازداری رفتاری35 در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری، آسیب پرهیزی36 نامیده می شود. از سوی دیگر رفتاری که با پاداش تقویت می شود، معمولاً تا مدتی پس از قطع پاداش ادامه می یابد. کلونینجر، تفاوتهای فردی در تداوم پاسخ پس از قطع پاداش را پاداش وابستگی37 نامگذاری کرد. بدین ترتیب کلونینجر این سه بعد را که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند به علاوه بعد چهارم یا پشتکار38 که فاقد زیر مقیاس است در قسمت سرشت معرفی کرد(کلونینجر،1991،1987).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

افزون و مهمتر این که در یک مطالعه نسبتاً گسترده بر روی دوقلوها شواهدی دال بر تایید چهار بعد سرشت که عبارتند از نوجوئی، آسیب پر هیزی، پاداش- وابستگی و پشتکار صورت گرفت و نشان داد که هر یک از این ابعاد به تنهایی از نظر ژنتیکی همگن وبا یگدیگر متباین هستند، این مطالعات نشان داد که عوامل محیطی گاهی تأثیر اندکی بربعد های پشتکار و پاداش وابستگی دارد اما عامل مشترک زنتیک بین آنها وجود ندارد. بدین ترتیب ،مدل ارائه شده به نحوی است که می توان عوامل زنتیک و عوامل محیطی را در زیر بنای شخصیت به تفکیک تبیین کند(استالینگر39 و همکاران،1994).
منش شامل دریافت های منطقی درباره خود، دیگران و دنیا است و بیشتر ویژگی های را شامل می شود که تحت تاًثیر عوامل محیطی در ساختار شخصیتی فرد پدید می آید. کلونینگر (1994) سه بعد برای منش در نظر می گیرد. بعد خود راهبری40 بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان یک فرد مستقل و دارای زیر مجموعه های وحدت، احترام، عزت، تاًثیر بخشی، رهبری و امید، تعریف شده است. همچنین بعد همکاری41 بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه قرار دارد که از آن حس اجتماعی، رحم و شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه مشتق می شود. خودفراروی42 برپایه مفهومی از خویشتن به عنوان بخشی از جهان و منابع پیرامون آن مطرح شده است که با پندارهای حضور راز گونه، ایمان مذهبی و متانت و صبوری غیرمشروط همراه است(کلونینجر وشورا کیک، 2005).
اخیراً شواهدی به دست آمده است که ابعاد منش ارثی هستند و احتمالا بر روی اسکیزوفرنی تأثیر جدی می گذارند و همچنین شواهد پژوهشی حاکی است که بیماران اسکیزوفرنی و خویشاوندان درجه اول آنها نیمرخ سرشتی و منش واحدی دارند که متفاوت از جمعیت عمومی است(گلات43، استون44، فارون45، سیدمن و تی سوانگ46،2006؛گیلم47 وهمکاران، 2002)
نظریه کلونینگر بر این ادعاست که پیشرفت سرشت ومنش به طور متوالی اتفاق می افتد بعنی پیشرفت سرشت قبل از منش می باشد(کلونینگر و گیلیگان،1987) اگرچه یافته های گرفته شده از(کانستان تینو48 و همکارانش، 2002)نشان دهنده آن است که ابعاد مربوط به سرشت و منش در میان کودکان پیش دبستانی؛ تقریباً بین سن 30ماهگی تا65 ماهگی به طور ثابت برابر می باشد و درجات ابعاد مربوط به منش به طور معناداری با سن فرد در ارتباط نمی باشد.
براساس مدل کلونینجر(1987،1986)می توان گفت که سیستم های انتقال دهنده عصبی تک امینی به عنوان اساس ویژگی های شخصیتی اساس در نظر گرفت هر یک از این سه مورد اساس سرشت (نوجویی، آسیب پر هیزی و پاداش وابستگی)با یک انتقال دهنده عصبی مرکزی خاص در ارتباط است، نوجویی با فعالیت دوپامینی اساسی پایین، آسیب پرهیزی با فعالیت بالای سرتونرژیک و پاداش وابستگی با فعالیت پایین نورآدرنالین در ارتباط است.در چندین بررسی و تحقیق ارتباط موجود در بین نوجویی وعملکرد دوپامینی تایید شده و معتبر شمرده شده (کلونینجر و همکاران،2000؛هنسین49 وهمکاران،2002؛ ویسبیک50، مایور51، تامی52، جکوب و بونیگ53،1995).
مقیاس های پرسشنامه سرشت و منش از ترکیب برداشت منطق و روشهای آماری تحلیل عوامل که طی چند سال گذشته در پژوهشهای گسترده بر روی نمونه های مختلف، پایایی وروایی خوبی را نشان دادهاند به دست آمده اند(کلونینگر، شوراکیک، پرزبیک، 1993؛ کیجیما54، 1996؛ براندستورم55، 1998؛ پیلیسولو ولیپین56؛200؛ساتو57و همکاران،2000؛ هوساک58 و همکاران، 2004).
این پرسشنامه سرشت و منش (TCI)59جهت سنجش پیکربندی شخصیتی پویایی افر اد سالم بعلاوه جهت پیش بینی علم آسیب شناسی روانی طراحی شده است(آدا60 و کلونینگر،2011). در حالی که مدل شخصیتی پنج عاملی به طور عملی از مطالعات مربوط به مشخصه های نهفته مستقل رایج از چندین سنجش شخصیت گرفته شده است(مک کرا و جان61،1992) اما پرسشنامه سرشت و منش از یک دیدگاه نظری براساس چگونگی ساختار مغز، سازمان مغز و واکنش های رفتاری و موثر افراد گرفته شده است (کلونینگر،2004)، گرچه هر دوی این سیستم های مربوط به سنجش شخصیت، عمیقاً از پیش بینی های علمی مختلفی نشأت گرفته اند و در واقع این دو سیستم به هم مربوط هستند، به طوری که آسیب پرهیزی در پرسشنامه سرشت و منش واریانس های را با پایایی احساسی و خود راهبری با برونگرایی و همکاری با سازگاری در پرسش نامه پنج عاملی مشترک می باشد(پی کاردی62، کارویو63، تنی64، بیتیتی65 و دی ماریا66،2005).
پرسشنامه سرشت و منش
آزمون سرشت منش) TCI) براساس برسشنامه شخصیت سه بعدی TPQ)) 67توسط رابرت کلونینجر با هدف ارزیابی هفت عامل از مدل بیولوژیکی روان شناسی مربوط به شخصیت تو سعه یافت. پرسشنامه سرشت و منش پرسشنامه 240 سوالی صحیح و غلط است که 4 بعد از سرشت که شامل نوجویی، آسیب پر هیزی و پاداش وابستگی و پایداری و سه بعد منش شامل خود راهبری، همکاری و خود فراروی را مورد سنجش قرار می دهد. 25 مقیاس فرعی مربوط به 7 بعد اصلی پرسشنامه سرشت و منش را مورد ارزیابی قرار می گیرد(کلونینجر،2004،1987،1993).
پرسشنامه TPQوTCI به طور وسیع در مطالعات تحقیقی سرتاسر جهان در طول 15سال گذشته به کار گرفته شده بود377 مقاله مشابه اصلی که بین سال های 1988 تا2002 با استفاده از این پرسشنامه چاب و منتشر شده(پیلیسولو،2003). دامنه های کاربردی اصلی همبستگی بیولوژیکی عصب شناسی مربوط به ویژگی های شخصیتی، مطالعات ژنتیکی مربوط به شخصیت و مطالعات سبب شناسی و بالینی متعددی در روان پزشکی و روان تنی می باشد(فریمان68،1995؛ پیلیسولو،2002؛ گیولیم69،2002؛ ایتیر70،2003).
پرسشنامه سرشت و منش در کشور های مختلف، ترجمه شده و معتبر شناخته شده و اعتبار و پایایی مربوط به نسخه آمریکایی اصلیTCIدر جامعه عمومی ایلات متحده ایجاد شده بود (کلونینگر، شوراکیک، برزبیک،1993) نسخه ترجمه شده پرسشنامه سرشت و منشTCI در مطالعات عمومی جمعیت های به زبان های سوئدی(براندستورم،1998) ژاپنی(گیجیما،2000) هلندی(دی لاری71،1998؛ دواجیس72،2002) آلمانی(ریچتر73،1999) کرهای(سونگ74، کیم و یانگ75،2002) فنلاندی(میتونن76،2004) و اخیراً چینی(پارکر77،2003) معتبر شناخته شده بود این مطالعات، اعتبار درونی و اعتبار عاملی پرسشنامه را در زبان های مختلف ایجاد کرده است.
بررسی های روان سنجی و بیولوژیکی عصبی متعددی موجود می باشد که نتایج را شرح می دهد که اعتبار این مدل را نشان می دهد(کلونینجر،پرزبیک و شوراکیک،1991؛ هنیسن و همکاران،2002؛هنیگ78 و همکاران ،2000).
کلونینجر با طراحی آزمون سرشت و منش(TCI) و یافته های آن نشان داد که ابعاد سرشت و منش مطرح شده، بسیار با ثبات و پایدار و مستقل ازتغییرات خلق می باشند و فقط آسیب پرهیزی بطور گذرا و موقتی در زمان افسردگی و یا هیجانی بودن افراد افزایش پیدا می کند(کلنیجر1987، کلنینجرو همکاران1991، شوراکیک و همکاران1992، جوفه79 و همکاران1993). همچنین نوجوئی نیز می تواند در بیماران اختلال دو قطبی، زمانی که علائم خفیف هیپومانی80 دارند، به طور موقت و گذرا افزایش پیدا کند(استراکوازکی81 و همکاران1993). ساختار و ثبات ابعاد سرشت در فرهنگ های متفاوت نیز مورد ارزیابی قرار گرفت از آن جمله جمهوری چک82(کوزنگ83 و همکاران،1989)، یوگسلاوی (شوراکیک و همکاران،1991)، ژاپن(تاکیوچی84 و همکاران،1993)، ایتالیا (منفرد و نیا85 و همکاران، 1991، باتاگلیا86 و همکاران، 1994)، اسپانیا (کانیت87،1993) و نروژ (استرندبای گارد88 و جنسن89، 1992).
پرسشنامه کلونینجر که ابعاد مربوط به سرشت و منش را اندازه می گیرد هم اکنون در هزاران گزارش چاپ شده و مورد استفاده قرار گرفته است.
امروزه در سرتاسر جهان هر روز شاهد تهیه و هنجاریابی ابزار های مختلفی می باشیم و چنان این روند رو با افزایش می باشد که بررسی روایی وپایایی وهنجار های این ابزار در هر فرهنگ و قومیتی ضرورتی حتمی است(اکلند و هیو90،1992). بنابراین پژوهش حاضر به بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سرشت و منش TCIرا درگروهی از همراهان مراجعه کنندگان به درمانگاهای شیراز انجام شده است.
3-1 اهمیت وضرورت تحقیق
پرسشنامه سرشت ومنش سنجش های کمی در ارتباط با شخصیت را فراهم می آورد که به طور بالینی در روانپزشکی و روان شناسی مفید می باشد(کلونینگر، شوراکیک،1997). به عبارت دیگر اولاً، این پرسشنامه سنجش های شخصیتی را فراهم می آورد که کمیت مربوط به تفاوت های فردی وآسیب پرهیزی در بسیاری از اختلات محورهای I را مثل اختلال افسر دگی عمده، اختلالات نگرانی با آشفتگی، اختلالات خوردن، وابستگی به مواد و همچنین پسیکوز تعیین می کند. در واقع چندین بررسی این موضوع را به اثبات رسانده است که بیماران افسرده حتی، در وضعیت های بهبودی،دارای نمره های آسیب پرهیزی بالاتری هستند و همچنین شدت افسردگی آنها با آسیب پرهیزی در ارتباط می باشد (کوریوبل91، دیوریت92، پیلیسولو، فالی سارد93، گیولف94، 2002؛گروزا95، پرزبیک، اسپی تزناگل96 و کلونینجر 2003؛ هنسین و همکاران،1999، ماریجنسن97، توینر98، اسایجن99 و ورحویون100،2002).
دریک نمونه بیماران اسکیزوفرنی، خود راهبری بسیار با سلامت روانی در ارتباط بود (ایکایند101، هانس لون102 و بین گت سون103،2004)و همچنین (ون آمرس104، سیلمن و مولدر105،1997)ارتباط معناداری را در این بعد نوجویی و مصرف الکل و حشیش، کافئین و نیکوتین در بیماران اسکیزوفرنی کشف کردند که نشان دهنده ی آن است که رفتارهای مر بوط به نوجویی، در مصرف مواد در اسکیزوفرنی دخالت دارد.
دوماً این پرسشنامه سرشت ومنش یک ابزار معتبر جهت ارزیابی اختلات شخصیتی در نظر گرفته می شود ارقام پایینتر همکاری و خود راهبری در افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی به طور ثابت دیده شد(بایون106، هیل107، شوراکیک، پرزبیک، کلونینجر،1996؛شوراکیک و همکاران،1993).
بدون در نظر گرفتن طبقات و دسته های مربوط به اختلال شخصیتی، می توان گفت که اختلالات شخصیتی را به وسیله خودراهبری پایین وهمکاری پایین تعیین می کنند، در نتیجه دو بعد به عنوان ویژگی هسته ای مربوط به اختلات شخصیتی در نظر گرفته شده اند.علاوه براین یافته های کلی و عمومی بیماران موجود در دسته های A(کنارگیری)،B(تکانشی) و C(هرسناک) به ترتیب از طریق پاداش وابسته پایین، نوجویی بالا، آسیب پرهیزی بالا تفکیک می شوند، به ویژه نوجویی بالا، پاداش وابستگی پایین و آسیب پر هیزی پایین اختلال شخصیتی ضد اجتماعی را مشخص می کند در حالی که نوجویی پایین، پاداش وابستگی بالا وآسیب پر هیزی بالا اختلال شخصیتی اجتنابی را تعیین می کند(شوراکیک و همکاران،1993).
علاوه براین خود راهبری به طور معناداری با اختلال شخصیتی ارزیابی شده توسط یک پرسشنامه هلندی در ارتباط بوده است و همچنین ارتباط منفی معناداری بین همکاری و اکثر اختلا لات شخصیتی رخ داده است(دی لاری، دیوجسینس، کلونینجر،1998).


دیدگاهتان را بنویسید