مشکلات مسیر را برایم تسهیل نمود.

سپاسگزاری
سپاس بی کران پروردگار یکتا را که هستی مان بخشید و به طریق علم و دانش رهنمونمان شد و به هم نشینی رهروان علم و دانش مفتخرمان نمود و خوشه چینی از علم و معرفت را روزیمان ساخت.
به مصداق “مَن لَم یَشکُر المَخلوق لَم یَشکُر الخالِق” بسی شایسته است از استادان فرهیخته و فرزانه جناب آقای دکتر خسرو محمودی و سرکار خانم دکتر فرح نیازکار که با کرامتی چون خورشید سرزمین دل را روشنی بخشیدند و گلشن سرای علم و دانش را با راهنمایی های کارساز و سازنده بارور ساختند تقدیر و تشکر نمایم.
هم چنین از استادان بزرگوار و گران قدر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی ارسنجان سپاسگزارم که در طول تحصیل چراغ معرفت را فرا راه ما داشتند تا سر به راه شویم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
مقدمه2
پیشینه ی تحقیق6
اهداف تحقیق7
روش کار8
فصل اول: نگاهی به سعدی و آثارش
1-1- زندگی سعدی10
1-2- آثار سعدی12
1-2-1- بوستان یا سعدی نامه12
1-2-2- گلستان12
1-3- بوستان از دیدگاه ارباب قلم13
فصل دوم: جلوه‌های پیوند انسان با خداوند
2-1 درآمد 16
2-2- تسلیم و رضا در برابر حکم خداوند17
2-3- احسان و نیکوکاری19
2-4- دادگری حلقه‌ی پیوند با خدا 26
2-5- سپاسگزاری28
2-6- عشق به ایزد32
2-7- امید پیوند دهنده‌ی انسان با خداوند41
2-8- خاکساری نردبان عروج43
2-9- قناعت 44
2-10- کسب روزی حلال46
2-11- پاکی درون48
2-12- استفاده درست از اعضا و جوارح 49
2-12-1- زبان50
2-12-2- گوش52
2-12-3- چشم54
2-12-4- سر55
2-12-5- دست56
2-13- توجه به شریعت57
2-13-1- دین داری57
2-13-2- نماز گزاری58
2-13-3- توبه و بازگشت59
2-13-4- امر به معروف و نهی از منکر61
2-13-5- پرهیز از غیبت63
2-13-6- عبادت و اطاعت از خداوند65
2-13-7- یاد مرگ66
2-13-8- توجه به رستاخیز71
2-13-9- یاد بهشت73
2-13-10- یاد دوزخ74
2-13-11- پرهیز از شیطان75
2-13-12- دوری از هوای نفس77
2-13-13- بی اعتنایی به دنیای ناپایدار79
فصل سوم: پیوند انسان با هم نوعان
3-1 درآمد 85
3-2- پیوند سلطان با مردم85
3-2-1 رعیت پروری سلطان87
3-2-2 توجه پادشاه به بازرگانان110
3-2-3 توجه به غریبان111
3-2-4 توجه به نویسندگان و جنگجویان112
3-2-5 توجه به لشکریان113
3-2-6 احسان و نیکوکاری پادشاه116
3-2-7 عدل و انصاف پادشاه119
3-2- 8 رفتار با دشمنان123
3-3 – توجه به سالخوردگان و با تجربه‌ها130
3-4- توجه به یتیمان132
3-5- میهمان نوازی135
3-6- پرهیز از بدی137
3-7- صبر و بردباری138
3-8- بخشش به دیگران نردبان عروج139
فصل چهارم: پیوند انسان با خویشتن
4-1 درآمد 144
4-2- غم خواری خویش145
4-3- ترک غرور و خودپرستی145
4-4- تواضع و فروتنی148

4-5- پرهیز از خودنمایی149
4-6- راست کاری151
4-7- پرهیز از شکم بارگی152
4-8- ترک آز153
فصل پنجم: پیوند انسان با جلوه‌های طبیعت
5-1 درآمد 156
5-2- توجه به طبیعت157
5-3- توجه به جانوران160
5-4- توجه به دیگر جلوه‌های طبیعت166
فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهادات
6-1- نتیجه گیری و پیشنهادها171
6-2- پیشنهادها172
منابع و مأخذ173
چکیده
پیوند انسان با خداوند و جلوه‌های آفرینش، یکی از درون مایه‌های شعری اغلب شاعران عرصه زبان و ادبیات فارسی از دوره‌ی آغازین شعر تاکنون بوده است. این ویژگی در شعر و اندیشه‌های برخی شاعران به دلایل خاص بیشتر نمود پیدا کرده است.
سعدی شیرازی شاعر بنام سبک عراقی که در قرن هفتم می زیست در اشعار خویش به ویژه بوستان تلاش کرده است با ترسیم مدینه‌ی فاضله در ذهن خویش انسان‌ها را بدین سمت و سو سوق دهد.
یکی از محتواهای غالب در این کتاب که در بیشتر اشعار آن به چشم می خورد. همین اندیشه‌ی ناب، تجلی پیوند انسان با خداوند و آفریده‌های اوست.
پژوهشگر در این پایان نامه کوشش دارد با خواندن تمام ابیات سعدی نامه این ویژگی شعری سعدی را به دقّت مورد نقد و بررسی قرار دهد.
مهم‌ترین دستاوردی که از این پژوهش به دست آمد آن است که بوستان شیخ تجلی گاه زیستن برای خداست و او جلوه‌هایی از پیوندها هم چون دادگری، نیکوکاری، رعیت پروری و … را می آفریند که عمل به آن‌ها انسان را به سرچشمه‌ی خوبی‌ها پیوند می زند و آرمان شهری ساخته می‌شود که در اندیشه‌ی سعدی جلوه گر است.
کلید واژهها: خداوند، سعدی، بوستان، پیوند، جلوهها
مقدمه
سعدی چون پیامبری بود که در یک دوره از تاریخ سیاسی ایران ظهور کرد که جامعه‌ی ایرانی در گرداب پیامدهای ناشی از قتل و غارت‌های قوم مغول دست و پا می زد. آنجا که یأس و ناامیدی بر پیکره‌ی اخلاقی ایرانیان ضربه می زد و آنها را به سوی فلاکت و نابودی سوق می‌داد.
درآن برهه از تاریخ ایران، هر چند خطه‌ی فارس با تدبیر حاکمان آن از این غارت‌ها در امان مانده بود؛ ولی سعدی می‌داند که گرد و غبار غم و رنج این فتنه به جای جای ایران پراکنده می‌شود.
اکنون او به عنوان یک اصلاح گر که افکاری برتر از اندیشه‌های بشری زمان خود دارد چه وظیفه‌ی خطیری را بر دوش می‌کشد. چگونه باید عمل کند که امیدی روشن به آینده فرا روی بشر ناامید قرار گیرد.
سعدی سال‌ها در میان اقوام مختلف زیست و با اخلاق گروه‌های زیادی از مردم آشنا شد و تجربه‌ها آموخت تا با کوله باری از تجربه و احساس قدم به زادگاه خود، شیراز، بگذارد و آنچه را می‌داند و در اندیشه خود می‌گذراند در بوستان و گلستان به نگارش در آورد تا آیندگان را بهرهها باشد.
در این پژوهش، نگارنده قصد دارد به کمک اندیشمندان علم و ادب به ویژه استادان بزرگوارم جناب آقای دکتر محمودی و سرکار خانم دکتر نیازکار سیری اخلاقی و پیوندی در بوستان سعدی داشته و از این رهگذر به نمایش جلوه‌های پیوند انسان با خداوند و آفریده‌های او بپردازد. پیوند و ارتباط بنده با خداوند و آفریده‌های او در بوستان هدف متعالی است که سعدی با شیوه‌ی تمثیل و حکایات در کلام خود به تصویر می‌کشد تا رسالتی که در دنیای اندیشه‌ی پربار خود دارد به انجام برساند.
در جلوه گاه‌اندیشه‌ی سعدی آن چه به روشنی قابل تصور است همه چیز حول محوری استوار که همان آفریدگار است، می چرخد.
سعدی در بوستان باب‌هایی را بر روی انسان باز می‌کند که هر کدام دری است برای ایجاد و پیوند و ارتباط با خداوند.
به قول علی دشتی “از همان باب اول که “در تدبیر و عدل رأی” سخن رانده و از نخستین حکایت بوستان، روح انسان دوستی سعدی، مرد اجتماع و اخلاق که عدالت و مردمی‌را اساس کشوربانی می‌داند تجلی می‌کند.” (دشتی، 1380: 281)
او وقتی از عدل و انصاف می‌گوید عدالت را که یکی از محورهای ارتباطی جلوه‌های پیوند با خداست در کاسه‌ی پادشاهان می‌ریزد تا زیردستان و رعیت را سیراب کند.
بر آن باش تا هرچه نیت کنی
نظر در صلاح رعیت کنی…

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

240/43
از آن بهره ورتر در آفاق نیست
که در مُلک رانی به انصاف زیست
246/43
احسان و نیکوکاری فضیلتی که گشایش اخروی را نصیب بنده می‌کند
کرم کن که فردا که دیوان نهند
منازل به مقدار احسان دهند
564/56
وقتی عشق و شور آفرینی می‌کند، هدفش ساختن روحی پاک و هدایت زندگی برای پیوند با حضرت حق است.
اگر میرم امروز در کوی دوست
قیامت زنم خیمه پهلوی دوست
1733/104
سرفرو آوردن در برابر حکم و رای خداوند و راضی به رضای حق بودن، اندیشه‌ای است که تجلی گاه معرفه الله است.
چو رد می نگردد خدنگ قضا
سپر نیست مر بنده را جز رضا
2620/141
قناعت پیوندی سعادت بخش که توانگری را به دنبال دارد.
قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حریص جهان گرد را
2704/145
عالم بوستان جهان تربیت است و اصلاح نفس و دگرگونی اندیشه‌ها برای سلامتی پیوندها.
سخن در صلاح است و تدبیر و خوی
نه در اسب و میدان و چوگان و گوی
2874/153
در بوستان تفکر در پدیده‌های هستی و نعمت‌های او انسان را به سپاس گزاری برمی انگیزد تا جلوه‌ای دیگر از پیوندها رقم بخورد.
عطایی است هر موی از او بر تنم
چگونه به هر موی شکری کنم؟
ستایش خداوند بخشنده را
که موجود کرد از عدم بنده را
3313-3312/171
در اندیشه‌های سعدی، عنایت خداوند همیشه شامل احوال بندگان است و توبه دروازه‌ای است برای ایجاد پیوندهای دوباره حتی بعد از سال‌ها غفلت.
بیا ای که عمرت به هفتاد رفت
مگر خفته بودی که بر باد رفت؟
همه برگ بودن همی ساختی
به تدبیر رفتن نپرداختی
3577-3576/183
بر روی هم نمایشگاهی که سعدی در بوستان به عرضه می‌گذارد، مجموعه‌ای از پیوندهایی است که در چرخه‌ی ارتباطی انسان با خدا و آفریده‌های او هر کدام شاه راه و ریسمان محکمی است که می‌توان با چنگ زدن به آن با خدا پیوند خورد. به قول دکتر زرین کوب “راه‌هایی است که مخاطب را به کاخ دولت -یعنی سعادت ابدی- ره می نماید” (زرین کوب، 1391: 740)
ابیاتی که در این پایان نامه به عنوان نمونه آورده شده از بوستان سعدی (سعدی نامه) به تصحیح غلام حسین یوسفی است و اعداد که در زیر ابیات آورده شده از چپ به راست به ترتیب بیانگر شماره صفحه و شماره بیت می‌باشد.
این پایان نامه در پنج فصل به قرار زیر تنظیم شده است.
1- فصل اول: نگاهی به زندگی سعدی و آثارش
که در این فصل مختصری از زندگی سعدی و روزگارش و آثار وی آورده شده است.
2-فصل دوم: جلوه‌های پیوند انسان با خداوند
در این فصل سعی شده که آنچه در اندیشه سعدی باعث پیوند انسان با خداوند می‌گردد به صورت عنوان‌های جداگانه آورده شود و سپس برای هر عنوان توضیحاتی همراه با نمونه ابیات آورده شود.
3- فصل سوم: پیوند انسان با هم نوعان
در این فصل جلوه‌هایی از پیوند بین انسان و هم نوع خود به ویژه پیوند بین پادشاه و مردم آورده شده که به اعتقاد سعدی عنصرهای اخلاقی هم چون: رعیت پروری، نیکوکاری و غریب نوازی و میهمان نوازی جلوه‌هایی هستند که سبب پیوند انسان با هم نوع خود می‌گردد.
4- فصل چهارم: پیوند انسان با خویشتن
سعدی باور دارد که انسان نسبت به خودش هم یک مسئولیتی دارد که در این فصل از جلوه‌هایی صحبت شده که در واقع پیوند دهنده‌ی انسان با خویشتن است و سبب خودسازی او می‌گردد، پیوند‌هایی هم چون: در غم خویش بودن، پاک دلی، پرهیز از غرور، خودپرستی و…
5- فصل پنجم: پیوند انسان با دیگر جلوه‌های آفرینش
در بوستان سعدی جلوه‌هایی از آفرینش خداوند وجود دارد که انسان در پیوند و ارتباط با آنهاست. پیوند‌هایی هم چون: طبیعت، جانوران و… که در این فصل از این جلوه‌ها و چگونگی پیوند انسان با آنها صحبت شده است.
پیشینه تحقیق
سعدی فرمانروای ملک سخن است و کلامش فراگیر و آشنا با روح و جان آدم که نه محدود به زمان است، نه مکان. پس کمتر کسی است که در طول زندگی خود برای یک بار هم که شده سری به بوستان وی نزده باشد و گلی از گل‌های رنگارنگ آن نچیده باشد، اما در مورد موضوع پژوهش ما آنچه از تقحص و بررسی در کتاب‌ها و مقاله‌های سعدی پژوهی به دست آمد، هیچ تحقیق جامعی پیدا نشد، مگر موضوعات پراکنده و گوشزدهای گذرا که پژوهشگر در انجام کار تحقیقی خویش از آن‌ها بهره جسته است. ذیلاً به ذکر چند مورد بسنده می‌شود:
1- زرین کوب، عبدالحسین 1379، حدیث خوش سعدی، انتشارات سخن، تهران
در این کتاب ضمن آوردن مطالبی در مورد زندگی سعدی اندیشه‌های شیخ در بوستان و گلستان مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.
2- دشتی، علی، 1380، قلمرو سعدی، انتشارات اساطیر، تهران، چاپ دوم
دراین کتاب نویسنده ابتدا ضمن پاسخ گویی به انتقادی که بر قلمرو سعدی شده، چگونگی شیوه‌ی سخن، فصاحت و بلاغت سعدی را بررسی کرده و سپس مقایسه‌هایی با شاعران دیگر داشته و بعد از آن به چگونگی اندیشه‌های سعدی در گلستان و بوستان پرداخته است.
3- یوسفی، غلامحسین، 1359، بوستان سعدی، تهران، چاپ سروش
دکتر یوسفی بعد از پیش گفتار در این کتاب مطلبی را با عنوان “جهان مطلوب سعدی در بوستان” آورده و بیان می‌کند که سعدی مدینه‌ی فاضله‌ای که می جسته در بوستان تصویر کرده است و جهان بوستان را همه نیکی، پاکی، دادگری و انسانیت می‌داند.
اهداف تحقیق
1- اهداف علمی:
تبیین جایگاه‌اندیشگانی سعدی در حوزه‌ی پیوند انسان با خداوند و آفریده‌های او در بوستان.
2- اهداف کاربردی:
از این پژوهش در حوزه‌های زیر می‌توان استفاده کرد:
الف: در حوزه سعدی پژوهی
ب: در حوزه سبک شناسی
ج: در حوزه جامعه شناسی و مردم شناسی
د: در حوزه سیاست و کشورداری (سیاست مدن)
ذ: در حوزه اخلاق و معارف اسلامی
روش کار:
1- نوع روش تحقیق:
تلفیقی از روش اسنادی و تحلیلی است.
2- روش گرد آوری اطلاعات:
با توجه به موضوع مورد پژوهش بیشتر روش کتابخانه‌ای مورد توجه بوده است بدین طریق که ابتدا به کتاب خانه‌ها مراجعه شده و کتاب‌های معتبر و قابل استناد که بتوان به عنوان سند قابل اطمینان از آن‌ها استفاده کرد، انتخاب شد. پس با مطالعه‌ی دقیق آن منابع، مطالبی را که با موضوع پژوهش ارتباط داشت، فیش برداری کرده و آن گاه با تجزیه و تحلیل فیش‌ها و تنظیم دقیق آنها شروع به نوشتن پایان نامه‌ی خود کرده و در پایان دست آوری که از این پژوهش حاصل شد را به عنوان نتیجه آورده است.
فصل اول
نگاهی به سعدی و آثارش
1-1- زندگی سعدی
سعدی از محبوبترین و معروفترین شاعران و نویسندگان ایرانی که در سدهای از تاریخ ادبیات ایران ظهور کرد که تأثیر زیادی بر سبک نویسندگان و شاعران بعد از خود گذاشت.
برای شناخت سعدی و شخصیت او بهترین راه شناخت آثار او به ویژه بوستان و گلستان است. البته تمام وقایع زندگیاش را که حتی خود نیز در آثارش به ان اشاره کرده است نمی توان باور کرد، زیرا بعضی از آنها با واقعیتهای زمانی و آیینهای اقوام تناقض دارند، علاوه بر این از معاصران سعدی نیز اطلاعات بسیار کمی دربارهی وی به دست آمده است.
به هر حال برای درک بهتر آثار سعدی تا حدامکان زندگی و را از طریق آثار خودش دنبال میکنیم.
“نام او مصلح، لقبش شرف الدین و عنوان شعری اش، “سعدی” است که بنابر مشهور باید از نام سعد بن ابی بکر، اتابک سلغری زمان خود گرفته باشد.” (صفا، 1361، ج 2: 125)
او در حوالی سال 606 هجری قبل از حمله‌ی مغول در خانواده‌ای که پدران او به تعبیر خودش “همه عالمان دین بودند” (حکایت، 1363: 700) در شهر نشاط انگیز شیراز دیده به جهان گشود. این کودک بی قرار که از پدر، یتیم مانده
“مرا باشد از درد طفلان خبر که در طفلی از سر برفتم پدر” 1152-82
و خاطره و محبت‌های از دست رفته وی شیراز را با همه‌ی جلوه و جمالش برای او ناگوار کرده بود و دامن تربیت نیای مادری اش هم نتوانسته بود خلأ ناشی از فقدان پدر را پر کند و دیگر با ایام جوانی و جمال جویی فاصله‌ی چندانی نداشت، به سفری دراز و پرخاطره و لبریز از تجربه و دانش اندوزی رهنمون شد.
او که آموزشهای مقدماتی را در زادگاه خود آموخته بود در حدود سال 620 هجری که دو سه سالی از یورش مغولان به سرزمین‌های شرقی ایران می‌گذشت برای اتمام تحصیلات، راه بغداد را در پیش گرفت. در آنجا بود که تحت تأثیر صوفی نامدار شیخ شهاب الدین بهروردی (622 ق) قرار گرفت (براون، 1366: 211)
سعدی چندی را در بغداد گذراند اما ناگهان انگیزه‌ی دانش اندوزی در او به سوی جهان گردی بدل شد و از بغداد راه دیگر بلاد عربی را در پیش گرفت.
سی و پنج سال روزگار سعدی در سرزمین‌های عربی نگذشت. بلکه اگر دعوی او در حکایت‌های گلستان و بوستان درست باشد، باید گفت به روم و شرق عالم اسلام نیز رفته است:
شنیدم که مردی است پاکیزه بوم
شناسا و رهرو در اقصای روم
من و چند سالوک صحرا نورد
برفتیم قاصد به دیدار مرد
1372-1371/89
هانری ماسه محقق فرانسوی این موضوع را تأیید می‌کند که : “در اقصای روم سعدی از بندر اسکندرون در غرب طرسوس عزیمت کرد تا به دریای سیاه برسد” (هانری ماسه 1364: 95)
اگر همه‌ی این سفرها هم واقعی نباشد و برخی از آن‌ها را تنها بر خیال شاعرانه حمل کنیم، باری در این نکته جای سخن نیست که سعدی سفر بسیار کرده است. او در آغاز جوانی از شیراز بیرون آمده بود تا مگر جایی قرار و آرام یابد اما هیچ جا قرار نیافت، بعد از سی و پنج سال خانه به دوشی بار دیگر هوای شیراز به دلش راه یافت؛ درحالی که از میانه عمر هم گذشته بود و نزدیک به پنجاه سال داشت.
در آن ایام که سعدی از سفر دراز خود به شیراز باز می‌گشت اتابک، پسر سعد زنگی بر این شهر حکومت داشت. اتابکان با سیاست و چاره‌اندیشی توانسته بودند سرزمین را از آتش هجوم ویرانگر تاتار در امان نگه دارند و از آن برای شاعران و صاحب قلمان یک جزیره‌ی ثبات بسازند.
سال‌های آخر حیات بار آور سعدی در شیراز گذشت و سرانجام در سال 690 هجری چراغ عمرش خاموش گشت و جسم خاکی او که با عشق به آدمی و آدمیت سرشته شده بود، در محلی که امروزه به نام سعدیّه زیارتگاه صاحب دلان است، آرام یافت درحالی که نامش زندگانی جاوید را تازه آغاز کرده بود.
1-2- آثار سعدی
1-2-1- بوستان یا سعدی نامه:
این کتاب درواقع اولین اثر مدوّن سعدی است و کار سرودن آن به سال 655 تمام شده است.
ز ششصد فزون بود پنجاه و پنج
که پر درشد این نامبردار گنج
114/37
گویا سعدی این اثر را در ایام سفر بخصوص در دمشق شروع کرده است (هانری ماسه، 1364: 156) و هم چون ارمغانی، در سال ورود به وطن بر دوستانش عرضه داشته است.‌هانری ماسه از قول یکی از شارحان ترک این ابیات بوستان را شاهد مدعای خود می‌آورد:
” تولای مردان این پاک بوم
برانگیختم خاطر از شام و روم
دریغ آمدم زان همه بوستان
تهی دست رفتن سوی دوستان
بدل گفتم از مصرقند آورند
بر دوستان ارمغانی برند
مرا گر تهی بود از آن قند دست
سخن‌های شیرین‌تر از قند هست”
104-101/37
موضوع این کتاب که عالی‌ترین آثار خامه‌ی توانای سعدی و یکی از شاهکارهای بی رقیب شعر فارسی است، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیّات است در ده باب: عدل، احسان، عشق، تواضع، ذکر، تربیت، شعر، توبه، مناجات و ختم کتاب.
سعدی این کتاب را که حدود چهارهزار بیت دارد در بحر متقارب سرود و به نام اتابک ابوبکر بن سعد زنگی نام بردار کرده است.
1-2-2- گلستان
یکی از شاهکارهای ادب فارسی گلستان است که سعدی یک سال بعد از تصنیف بوستان یعنی در سال 655 تألیف کرده. این کتاب که هم به نظم است هم به نثر حاصل تجربیات دل پذیر و رنگارنگ سعدی است که برخلاف بوستان که برای خودش دنیایی است مستقل و مطلوب، تصویری زنده از دنیای واقعی عصر سعدی است که در یک مقدمه و هشت باب تصنیف شده است بدین قرار: در سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق جوانی، در ضعف و پیری، در تأثیر تربیت و در آداب صحبت.
سایر آُثار و نوشته‌های سعدی عبارتنداز:
1- قصاید عربی، که حدود هفتصد بیت می‌شود و مشتمل است برموضوعات غنایی و مدح و اندرز و مرثیه
2- قصاید فارسی، در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان معاصر وی
3- مراثی، شامل چند قصیده بلند در رثای مستعصم بالله آخرین خلیفه‌ی عباسی که به فرمان هلاگوخان کشته شد و نیز چکامه‌هایی در رثای چندتن از اتابکان فارس و رجال و وزرای آن عهد
4- ملمعّات و مثلثّات و ترجیعات، که به ویژه ترجیع بندهای زیبا و معروفی در آن دیده می‌شود.
5- غزلیات که خود شامل چهار بخش است: طیّبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم
6- مجالس پنج گانه، به نثر که در بردارنده‌ی خطابه‌ها و سخنرانی‌های سعدی است و دارای موضوع ارشادی و نصیحت است.
7- نصیحه الملوک، در پند و اخلاق و چندین رساله‌ی دیگر به نصر در موضوعات گوناگون.
8- صاحبیه که مجموعه‌ی چند قطعه‌ی فارسی و عربی است و بیش‌تر آن‌ها در ستایش شمس الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر دانش دوست اتابکان است و به همین دلیل آن را “صاحبیّه” نامیده است.
مجموعه این آثار تحت عنوان “کلیات سعدی” به چاپ رسیده است.
1-3- بوستان از دیدگاه ارباب قلم
“بوستان گواه این است که سعدی در حکمت عملی، محتوی علم الاجتماع و سیاست مدن مهارت داشته است.” (بهار، 1369، ج 3: 112)
“بوستان از نظر معانی و مفاهیم در اوج اعتلاست” (یوسفی، 1369: 240)
“شاید بتوان گفت بوستان نه تنها در زبان فارسی بلکه در هیچ زبانی از جهت فصاحت، بلاغت، روانی و زیبایی، دلربایی، حکمت و معرفت مثل و مانند ندارد.” (به نقل از یوسفی، 1369: 240)
“حتی مخزن الاسرار نظامی هم به پای بوستان سعدی نمی‌رسد سعدی در رشته‌ی شعر اخلاقی گوی سبقت را به استحقاق و شایستگی از همگنان ربوده است. می‌توان گفت مفیدترین و جامع‌ترین و در عین حال ساده‌ترین کتاب منظوم اخلاقی بوستان سعدی است.” (موتمن، 1364: 190)
“بوستان در حقیقت با حکایاتی که دارد یک حماسه اخلاقی است” (ماسه، 1364: 158)
“بوستان خرمنی از حکمت و فضیلت است که باید از آن راه زندگی آموخت” (خزائلی، 1366: 59)
دکتر ذبیح اله صفا می‌کوشد “در رأس اثرهای منظوم سعدی یکی از شاهکارهای بلامنازع شعر فارسی قرار دارد که در نسخه‌های کهن کلیات “سعدی نامه” نامیده شده ولی بعد‌ها به “بوستان” شهرت یافته است” (صفا، ج2، 1361: 128)
دکتر زرین کوب عقیده دارد که: “بوستان عالی‌ترین نمونه سخن پارسی و سخته‌ترین و استوارترین منظومه‌ای است که از شعر آفرینان ما به یادگار هست تفاوت داشته باشد با جنگ و شورش و دگرگونی دفعی به وجود نمی آید. راه نیل به آن که اصلاح احوال جامعه است، تهذیب و تربیت است که انسان را از آن که هست به گونه‌ی آنچه باید باشد در آورد. (زرین کوب،” 1386: 76)
“بوستان از حیث مطلب پرمایه‌ترین آثار سعدیست. در خلال آن بلندی مقصد، استواری فکر، نشر فضایل روحی و اجتماعی و بالجمله بزرگوار وی هویدا می‌شود.” (دشتی، 1380: 280)
علی دشتی از قول ادیب پیشاوری می‌گوید: “وقتی از ادیب درباره‌ی فردوسی و سعدی نظر خواستند گفت: “بوستان به تنهایی می‌تواند با شاهنامه برابری کند.” (دشتی، 1380: 277)
“بوستان گلزاری از معرفت و اخلاق و حکمت عملی و جامعه شناسی و آئین کشورداری است که هر بیت آن مثلی سایر و نمودار اندیشه‌ی ژرف گوینده و رهبر جهانیان به رستگاری و بهروزی است” (خطیب رهبر، 1366: ج )
“بوستان آمیزه‌ای از اخلاق و سیاست مدن و حکمت عملی و دستورهای زندگانی است” (انوری، 1369: 25)
“بوستان سعدی یک دوره کامل از حکمت عملی است و علم سیاست و اخلاق و تدبیر منزل را جوهر کشیده و به دلکش‌ترین عبارات درآورده است.” (فروغی 1363: هشت)
فصل دوم
جلوه‌های پیوند انسان با خداوند

2-1 درآمد
بوستان شیخ شیراز مانند رودخانه‌ای است که از آبشخور معنویت و ملکوتی سرچشمه می‌گیرد و در راه جاری شدن نشتگان معنویت را سیراب می‌کند تا به دریای تحقق آرزوهای سعدی بپیوندد. در سراسر پیوندهایی که سعدی بین آفریده‌های خداوند ایجاد می‌کند، حکم خداوند جاری و نافذ است. گویا خداوند قلم به دست سعدی داده تا بنویسد آنچه را او فرمان می‌دهد.
رابطه و پیوند انسان با خداوند در بوستان یک پیوند و رابطه‌ی دوستی و مهربانی است، نرمی و لطافت، امید است و نیاز و از سر محبت است و عنایت ” نه یک پیوند شخصی که گاهی بعضی از صوفیان ادعا می‌کنند.” (نیکلسون، 1392: 25) رابطه‌ی انسان با خداوند در بوستان رابطه رحمانی و رحیمی است. “خداوند خویشتن را به این که رحمان و رحیم است وصف می‌کند؛ اما رحمت او مساوی رحمتی که در مورد صفت انسانی به کار می‌بریم، نیست وگرنه لازم می‌آید که خداوند محل بروز حوادث قرار گیرد. هم چنین او خود را به عنوان آفریدگار ما و آفریدگار کارهای ما بدون واسطه وصف می‌کند.” (همان: 38)
سعدی از همان بیت اول بوستان که می‌فرماید
به نام خدایی که جان آفرید
سخن گفتن اندر زبان آفرید
1/33
رابطه و پیوند خداوند را با مخلوقات خود آغاز می‌کند. چنانکه در مصراع اول بطور عام به تمام جانداران منشأ هستی بخش را جلوه می‌دهد و در مصراع دوم عنایت خود را خاص می‌کند و انسان ناطق را که همین صفت او را از سایر موجودات متمایز کرده، مورد خطاب قرار می‌دهد ورابطه‌ی تنگاتنگی بین خداوند و انسان ایجاد می‌کند واز همان لحظه‌ی اول انسان را بخاطر این متمایز بودن سنگین بار می‌کند و بلند قدری و ارزشش را در پهنه‌ی هستی به نمایش می‌گذارد. چنانکه در بیت‌های بعد چگونگی این پیوند را ترسیم می‌کند و به تصویر می‌کشد؛ تا جائی که پادشاهان را در برابر او سرافکنده و نیازمند می‌داند.
سرپادشاهان گردن فراز
به درگاه او بر زمین نیاز
4/33
در جای جای بوستان، درخت معرفت وپیوند خداوند ریشه می زند و می‌بالد تا شاخه‌هایی از احسان و کرم شکوفه‌هایی از خوبی‌ها چون شاباش بهاری بر سرتشنگان انسانیت بپاشد.
2-2- تسلیم و رضا در برابر حکم خداوند
مقام رضا و تسلیم یکی از مقاماتی است که خداوند به بندگان شکرگزار خود می‌دهد چنانکه می‌فرماید: “رضوانٌ مِنَ اللهِ اَکبرٌ و بزرگتر از هر نعمت مقام رضا و خشنودی خدا را به آنان کرامت می‌فرماید.” (توبه/ 72)
سعدی بندگان خدا را نصیحت می‌کند که راضی به رضای خداوند تعالی که نعمت‌های بی شماری را به بندگان خود می‌بخشد، شوند و در برابر او تسلیم باشند، که راضی به رضای خدا بودن و تسلیم در برابر حکم و رای او بودن انسان را به مقامات والایی می‌رساند که همه چیز تحت فرمان اوست و گویا خداوند است که فرمان می‌دهد، چنانکه سعدی در حکایت صاحب دلی که همه چیز تحت فرمان اوست وقتی از او می پرسند:
چه کردی که درنده رام تو شد
نگین سعادت به نام تو شد
(211/42)
در جواب می‌گوید:
بگفت ار پلنگم زبون است و مار
و گر پیل و کرکس، شگفتی مدار
تو هم گردن از حکم داور مپیچ
که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ
(213-212/41)
سعدی به حاکمان هشدار می‌دهد که اگر می خواهی خداوند با تو باشد تو نیز از حکم خداوند سرپیچی نکن
چو حاکم به فرمان داور بود
خدایش نگهبان و یاور بود
محال است چون دوست دارد تو را
که در دست دشمن گذارد تو را
(215-214/41)
در واقع سعدی رضا و تسلیم در برابر رای خداوند را به عنوان یک اصل کلی برای سعادت وکامیابی بشر می‌داند و می‌گوید:
ره این است، روی از طریقت متاب
بنه گام و کامی‌که داری بیاب
(216/41)
در برابر تیر قضا و سرنوشت بهترین سپر و پناه گاه را رضا و تسلیم در برابر حکم و رأی خدا می‌داند
چو رد می نگردد خدنگ قضا
سپر نیست مر بنده را جز رضا
2620/141
افرادی که عاشق خداوند هستند و تنها رضایت او را می جویند، برای مال و قدرت دنیوی و تفاوت دیگران ارزشی قایل نیستند و جان خود را در راه او تقدیم می‌کنند:
حریقان خلوت سرای الست
به یک جرعه تا نفخ? صورمست
به تیغ از غرض برنگیرند چنگ
که پرهیز و عشق آبگینه است و سنگ
(1716-1715/104-103)
اشخاصی که درونشان از شهوت پاک است و به رضای الهی خشنودند زر و خاک برایشان یکسان است زیرا دل به دنیا نمی‌بندند و گرفتار امور دنیوی نمی‌شوند:
شنیدی که در روزگار قدیم
شدی سنگ در دست ابدال سیم
نپنداری این قول معقول نیست
چو راضی شدی سیم و سنگت یکی است
چو طفل اندرون دارد از حرص پاک
چه مشتی زرش پیش همت چو خاک
2813-2811/149
پس باید تسلیم فرمان او بود و از فرمان او سرپیچی نکنیم.


پاسخ دهید